X
تبلیغات
رایتل
سپیدار Sepidaar
  
 در این هوا، چه نفس ها، پر آتش است و خوش است
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391
گفت، گفتند، فرمودند، اظهار داشتند...

زبان فارسی را بیش از هر زبان دیگری دوست دارم. خب لابد به این دلیل که زبان مادری ام هست و البته به دلایلی دیگر مثل اینکه آدم حیف اش می آید بقیه مردم دنیا نتوانند غزل های شیرین حافظ و سعدی، مثنوی های مولوی، اشعار نظامی، دوبیتی های خیام و امثال آن را به همین زبان شیرین بخوانند و بعد از درک لذتش، دار فانی را وداع کنند...


اما از یک چیز این زبان شیرین، کام ام تلخ تلخ است. حالا می گویم چرا!

ببینید من که از همه زبان های دنیا خبر ندارم ولی وقتی به همین عربی و انگلیسی و آلمانی که تاحدودی آشنا هستم، نگاه می کنم می بینم مثلا برای مفهوم "گفتن" در سوم شخص مفرد، یک کلمه دارند که می شود "گفت". تمام

حتی در قرآن که کتاب آسمانی ماست، برای خدا هم یک واژه هست: "قال" که می شود "گفت" و از این "گفت"، همه جا استفاده می شود و به خدا هم هیچ برنمی خورد و از شان و شخصیت و احترامش هم هیچ کم و کاسته نمی شود.

حالا بیایید ببینید در فارسی که با این عرف نابخردانه و چاپلوسانه تاریخی ما، خیلی از سوم شخص های مفرد، به جایگاه اول شخص و دوم شخص و سوم شخص جمع و بالاتر رسانده شده اند، برای اینکه بگوییم فلانی گفت، چه بساطی داریم: از "گفت" که اصلا نباید استفاده کرد چون از کفرگویی هم بدتر است و به جای آن تا بخواهید گزینه هست: گفتند، فرمودند، اظهارداشتند، بیان داشتند، امر کردند...

یا برای آمدن، در زبانهای دیگر تاجاییکه می دانم، می گویند: آمد! اما شما فکر کنید ببینید برای این مفهوم، در زبان شیرین فارسی چندتا تعبیر چاپلوسانه و متملقانه داریم!؟

همینطور برای رفتن، همینطور برای دیدن، برای دیدار، برای حضور داشتن و بقیه.

واقعا اعتقادم این هست که مشت نمونه خروار است حتی در شناخت خوبی ها و بدی های یک جامعه. یعنی اینکه اگر همین یه وجب جا از فرهنگ خودمان را خوب واکاوی کنیم، به چه درس هایی از وضعیت بقیه جاهای فرهنگ و رفتارمان که نمی رسیم...

خیلی سخته، ولی باید درستش کنیم. راهی غیر از این نیست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 427409


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها