سپیدار       Sepidaar
  
                                                                                     در این هوا، چه نفس ها، پر آتش است و خوش است
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 20 آذر ماه سال 1386
جهت اطلاع

7sang Persian E-zine logo

مجله اینترنتی هفت سنگ، که به همت شماری از تلاش گران جوان عرصه رسانه فراهم می شود، در آخرین شماره خود گزارش جامعی را درباره موسیقی زیرزمینی از منظرهای مختلف روانشناسی، جامعه شناسی،‌ ارتباطات و زبانشناسی منتشر کرده است. بخش زبانشناسی این گزارش نیز مصاحبه ای است با سپیدار. علاقمندان اینجا را کلیک کنند.  

 
شنبه 25 فروردین ماه سال 1386
بافت های مفهومی و دیالوگ ما با افکار جهانی(2)

در قسمت قبلی این آموزه مطرح شد که در یک فرایند ارتباط (حال بین دو نفر باشد، یا بین یک کشور با افکار عمومی جهان) چندان مهم نیست که چه چیزی گفته می شود، بلکه این بافت یا محیط یا موقعیت – ذهنی و عینی- ارتباط است که نقش تعیین کننده ای در پیام دریافتی توسط مخاطب دارد. بنابراین در یک فرایند مواجهه دو رقیب، آن طرفی دست بالاتر را دارد که توانسته یک بافت مفهومی قدرتمند و متناسب با اهداف راهبردی خود بوجود آورد. رییس جمهوری هم که با سی ان ان حرف می زند یا سخنرانی می کند، کافی نیست که هر مطلبی را که - از نگاه خود- درست می داند، بر زبان آورد بلکه نکته مهم تر،‌ داشتن درک درستی از بافت ذهنی- عینی مخاطبان است. حتی چه بسیار حرف هایی ظاهرا درست که طرح آنها در افکار عمومی مخاطبان، پیام هایی نادرست و زیان آور را تولید کند و لذا زیرکی و سیاست - در مفهوم درست آن- حکم می کند که در این میدان، بی محابا تاخت و تاز نکنیم.

کسی تردید ندارد که ریشه مشکل غربی ها با ایران در پرونده هسته ای به همان جایی باز می گردد که ریشه مشکلات حدودا سی سال گذشته، به آنجا می رسید: غربی ها- و البته که قدرت های بزرگ شرقی نیز- مصمم بوده و هستند که برپایی و قوام یک هویت و قدرت تازه، بالنده، خودمختار و مستقل در ایران را به رسمیت نشناسند، یعنی در کشوری که دست کم طی یک و نیم قرن گذشته حیاط خلوت آنها بوده و تمامی امور آن با اشاره و تدبیر آنها تمشیت شده است. این اصل ماجراست. به همین دلیل هم هست که حتی برخلاف قوانین و معاهده هایی که خودشان در تدوین، تصویب و جاری شدن آن نقش اصلی را داشته اند، بر موضع کنونی خود پافشاری می کنند. ایرانیان نیز این مسئله را به روشنی درک می کنند و بنابراین، امروز در  موضوع هسته ای وحدت نظر شگفتی دارند و حفظ دستاوردهای خود در این زمینه را در مسیر آرمان های بزرگ ملی خود به حساب می آورند.

اصلی ترین سازوکاری که غربی ها در این مواجهه در اختیار دارند، یک محیط، شرایط، بافت یا موفعیت ذهنی/ عینی پیچیده و گسترده است که قادر شده اند، آن را طی سالها در افکار عمومی جهانی نسبت به ایران شکل داده و تثبیت نمایند. اینکه اجزاء، عناصر و متغیرهای موجود در این بافت دقیقا کدام اند، البته که خود نیازمند یک مجال پژوهشی مستقل است اما هریک از ما می توانیم برخی از این متغیرها، عوامل و اجزاء را شناسایی کرده و به ارزیابی وزن آن در فرایند شکل گیری بافت مفهومی مورد نظر غرب علیه ایران، بپردازیم.

در قسمت بعدی، تلاش خواهیم کرد به برخی از این موارد اشاره کنیم.


 
چهارشنبه 22 فروردین ماه سال 1386
بافت های مفهومی و دیالوگ ما با افکار جهانی(1)

موضوع بحث امروز کلاس "معنی شناسی" در دانشکده خبر، نسبت میان مفهوم یا معنی با بافت یا موقعیت بکارگیری زبان بود. "مفهوم بافتی" یکی از آموزه های نسبتا ساده اما بسیار عمیق و دامنه دار معنی شناسی است. به بیانی ساده، نکته اصلی این است که عبارات زبان، هنگامی که در دل یک بافت یا موقعیت قرار گیرند، مفهوم یا پیام اصلی خود را پیدا می کنند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که یک عبارت ساده، شفاف و روشن زبانی نیز، در بافت های مختلف از یک مفهوم یکسان برخوردار بوده و پیام ثابت و سر راستی را به مخاطب انتقال دهد. برای درک روشن تر این آموزه، یک مثال ساده ارائه می شود. عبارت زبانی روشنی چون "چه هوای خوبیه امروز" را در نظر بگیرید. برای هر فارسی زبانی این عبارت دارای معنی ای روشن و مشخص است. این مفهوم را مفهوم زبانی می گوییم. اکنون می توان به آسانی نشان داد که همین مفهوم ساده و سر راست زبانی، هنگامی که در بافت های مختلف قرار می گیرد، تا چه اندازه پیام هایی متنوع و گاه کاملا متضاد را به مخاطب انتقال می دهد:

·        بافت اول: دو شهروندی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده اند و یکی از آنها تلاش می کند سر صحبت با طرف دیگر را بازکند.  اولی می گوید: چه هوای خوبیه امروز و دومی به سادگی متوجه می شود که منظور مخاطب او، ارائه اطلاعاتی تازه درباره وضعیت آب و هوا به او نیست چرا که هر دو وضعیت آب و هوا را مستقیما حس می کنند. پیام مورد نظر گوینده این است که علاقه دارم سر صحبت با شما را باز کنم! حال شما با اندکی توجه می توانید اجزاء شکل دهنده این بافت را توصیف کنید و بگویید که کدام عناصر، شرایط و پدیده ها در شکل گیری چنین بافت ساده ای (صف اتوبوس) نقش دارند.

·        بافت دوم: زن و شوهری که در خانه با یکدیگر درگیر بحث و جدل کشداری بر سر یک مسئله مورد اختلاف هستند و نهایتا یکی از آنها می گوید: چه هوای خوبیه امروز! در اینجا نیز طرف دیگر هرگز این برداشت را نمی کند که منظور همسرش جلب توجه او به وضعیت آب و هواست بلکه به روشنی این پیام را دریافت می کند که منظور همسر او، خاتمه دادن به این کشمکش است. لطفا اجزاء این بافت یا موقعیت ارتباط را نیز مشخص کنید.

·        بافت سوم: جوانی که بعد از دو سال تلاش برای قبولی در کنکور، بالاخره نام خود را در فهرست پذیرفته شدگان در رشته دلخواه خود مشاهده می کند و ناگهان می گوید: خدای من، چه هوای خوبیه امروز! مخاطبان این جوان به روشنی پیام شادمانه بودن و رضایت خاطر را از گوینده این جمله دریافت می کنند. فکر می کنم مشخص کردن اجزاء شکل دهنده این بافت نیز برای شما کار چندان مشکلی نباشد

·        بافت چهارم و ... (اگر دوست دارید شما نیز می توانید بافت های بسیار دیگری را توصیف کنید که همین عبارت ساده، در هریک از آنها نیز مفاهیم و پیام های متفاوتی را ارائه می دهد)

این مثال ساده نشان می دهد که عبارات زبانی، خود بخود چندان تعیین کننده آن پیامی نیستند که توسط مخاطب دریافت می شود بلکه مهم این است که هر عبارت زبانی در کدام موقعیت ارتباطی ارائه می شود. حال تصور کنید که در مواجهه ارتباطی و تبلیغاتی دو طرف (مثلا دو کشور)، یکی از آنان بتواند، برای گروه خاصی از مخاطبان (و در وسیع ترین شکل آن افکار عمومی جهانی) به تدریج، بافت یا موقعیتی را با اجزایی خاص و حساب شده، شکل دهد. در آن صورت اتفاقی که رخ می دهد این است که چندان مهم نیست که چه اطلاعاتی ارسال می شود یا چه عباراتی به کار گرفته می شود چرا که در هر صورت، مخاطبان همان پیامی را دریافت می کنند که توسط طراحان بافت یا موقعیت مورد نظر بوده است. برای مثال اگر قرار است نشان داده شود که فلان کشور یا دولت، یک کشور سرکش، مخل امنیت جهانی، فاقدپایبندی به اصول، غیرقابل اعتماد و خطرناک برای جامعه جهانی است، اساسی ترین کار این است که نظام رسانه ای بتواند به تدریج، موقعیت یا بافت مناسب و موثری را با اجزاء و عناصر حساب شده،  بوجود آورده در ذهن جامعه هدف، پایدار سازد. در آن صورت می توان به سی ان ان ماموریت داد که سخنان رییس جمهوری آن کشور را به طور مستقیم پخش کند و با خیالی آسوده اطمینان داشت که جامعه مورد نظر از مخاطبان، که بافت یا موقعیت مورد اشاره در ذهن آنان برپا و پایدار شده است، تقریبا یا اکثرا همان پیام های فوق را حتی از سخنان رییس جمهوری همین کشور، دریافت خواهند کرد و چه بهتر از این!

این است که وقتی عبارات، جملات، پاراگراف ها و گفتمان آن رییس جمهور را فارغ از بافت ذهنی مخاطبان، بررسی کنید، ممکن است با سخنانی مستدل، روشن، مظلومانه، متناسب با عقل سلیم و حتی مبتنی با قانون و عرف بین الملل سروکار داشته باشید اما هنگامی که افکار عمومی دولت ها و شهروندان مخاطب را سنجش می کنید، دریافت هایی کاملا متفاوت را مشاهده کنید. دریافت هایی که به رقیبان و دشمنان کشور این رییس جمهور کمک می کند که گام های بعدی از اقدامات خود علیه این کشور را به اجرا در آورند.

بحث ما در این زمینه ادامه دارد اما توصیه می کنم مطلب فوق را یک بار دیگر مطالعه کنید و منتظر قسمت بعدی بحث باشید...

با آرزوی هوشمندی، زیرکی و سرفرازی فرزندان با ایمان و پاکباخته ایران عزیز

 


 
سه شنبه 26 دی ماه سال 1385
شهروندان خبرنگار: آماتورها در کمین حرفه ای ها!!

اشاره: موضوع شهروندان خبرنگار، از آن موضوعاتی است که در سالهای اخیر به عنوان یک پدیده جدید فرهنگی و رسانه ای متولد شده و در گوشه و کنار جهان هم نمونه های ممتازی از  نقش این شهروندان عادی در کمک به جریان حرفه ای خبررسانی، بروز و ظهور پیدا کرده است. البته این سوژه ها عمدتا حوادث تلخ طبیعی یا اجتماعی بوده اند... فروریختن برج های دوقلو، انفجارهای متروی لندن، حادثه عظیم سونامی در جنوب شرق آسیا و... سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران در ایران که البته در این مورد آخر، رسانه های ما نتوانستند به خوبی از نقش مکمل شهروندان معمولی در فرایند اطلاع رسانی استفاده کنند و هنوز هم کسی برای جمع آوری تولیدات نوشتاری و تصویری شهروندان حاضر در نزدیکی صحنه این حادثه و پیامدهای آن، اقدامی نکرده است.

امروز شاهد بودم که خبرنگار جوان و فعال تلویزیون، خانم لبافی سرگرم تهیه یک گزارش نظرخواهی درباره ماهیت پدیده ای به نام شهروندان خبرنگار هست... بازهم خانم لبافی به سراغ یک سوژه نو و جاذب رفته بود و بازهم تلاش داشت تا در محدوده ظرفیت رسانه ای صدا و سیما، گزارشی ابتکاری ارائه دهد... مثل گزارش قبلی اش درباره وبلاگ نویسی که هرچند کوتاه اما جالب و دیدنی بود.

به هرحال... به این بهانه چند نکته را درباره پدیده شهروندان خبرنگار یادداشت کرده ام که تقدیم می شود:

  1. نقش آفرینی شهروندان معمولی، در تولید و ارسال اخبار، تصاویر و ویدئوها، یک زمینه و ظرفیت بسیار بزرگ است که با پیشرفت فن آوری ارتباطات بویژه اینترنت به سرعت در حال فعلیت یافتن است. در ایران نیز توسعه وبلاگ های خبری، نشانه ای است از قدرت اجتماعی این نیاز در دل جامعه و شهروندان آن.
  2. نکته کلیدی این است که این واقعیت، قابل انکار و چشم پوشی نیست. باید توسط رسانه ها به رسمیت شناخته شده و با رویکردی مثبت با آن تعامل شود. 
  3. به نظر من باید برای بهره مندی مثبت رسانه و جامعه از این ظرفیت، به چند جنبه توجه داشت: از جمله آموزش بیشتر شهروندان، اندیشیدن تدابیری برای تضمین صحت اخبار و مطالب ارسالی توسط شهروندان، ایجاد انگیزه و سازماندهی مناسب
  4. باید تلاش کنیم فرهنگ خبرنگاری شهروندی را قبل از آنکه دچار بی فرهنگی شود، تقویت کرده به سمت نهادینه شدن آن حرکت کنیم.
  5. مشکل اصلی این است که پیوسته کالاها، زمینه ها و فرایندهای فرهنگی پدیدار شده و رواج می یابند و فرصت چندانی برای مدیریت این فرایندها و فرهنگ سازی مناسب در میان شهروندان وجود ندارد. همین مشکل درباره کالاهای غیرفرهنگی نیز البته وجود داشته و دارد.
  6. خبرنگاری شهروندان می تواند هم به تقویت جریان اطلاع رسانی کمک کند و هم می تواند جریان حرفه ای خبرنگاری را به حاشیه رانده و تضعیف کند
  7. خبرنگاری شهروندی می تواند هم به تنوع اطلاعات در یک زمینه خاص کمک کند و هم موجب آشفتگی شود.
  8. به نظر می رسد بهترین راه این است که دو نقش برای شهروندان خبرنگار قائل باشیم: تکمیل و تنوع بخشیدن به اطلاعات خبری، دادن سر نخ ها به بخش حرفه ای روزنامه نگاری در رسانه ها
  9. همچنین خبرنگاری شهروندان معمولی می تواند یک میدان بسیار خوب برای سربرآوردن خبرنگاران حرفه ای از این مسیر باشد.
  10.  فکر می کنم ایجاد نهادها، انجمن ها یا سازوکارهایی برای موضوع شهروندان خبرنگار، بتواند یک گام مثبت باشد هم از جهت سازماندهی شهروندان خبرنگار و هم از حیث آموزش و توزیع امتیازات.
  11.  نقش آفرینی مثبت شهروندان خبرنگار هنگامی می تواند تقویت شود که همچنین انگیزه های لازم در بین شهروندان بوجود آید: پس آموزش، تقویت بسترهای نرم افزاری و ارتباطی کار ، ایجاد انگیزه و نوعی سازماندهی مردمی و غیردولتی
  12. بنابراین باید به دنبال فرمولی باشیم که به این سوال جواب دهد که: چگونه می توان از شهروندان خبرنگار و خبرنگاری شهروندان برای تقویت جریان اطلاع رسانی و تنوع اطلاعات مخاطبان استفاده کرد بدون آنکه: به صحت و دقت خبر و تولیدات خبری لطمه وارد آید، اخلاق خبرنگاری با سوء استفاده هایی که از این ابزار می شود، پایمال نشود و جریان حرفه ای خبررسانی را به حاشیه نراند؟

 
جمعه 22 دی ماه سال 1385
مقاله مهندسی اطلاع رسانی، برگزیده همایش ملی مهندسی فرهنگی کشور

نخستین کنفرانس ملی مهندسی فرهنگ- دیماه 1385 تهرانکنفرانس ملی مهندسی فرهنگی روزهای چهارشنبه و پنج شنبه این هفته (۲۰ و ۲۱ دیماه ۱۳۸۵) در مرکز همایش های صدا و سیما برگزارشد. شورایعالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه تهران،‌ دانشگاه شهید بهشتی و صدا و سیما، برگزارکنندگان این همایش بودند. به گفته دبیر همایش مجموعا ۲۷۰ مقاله برای این کنفرانس علمی ارسال شده بود که از این میان نهایتا ۳۴ مقاله موفق شدند به پانل های کنفرانس راه یابند. در این میان مقاله مهندسی اطلاع رسانی؛ تضمین تاثیر پیام و تغییر رفتار، از جمله نخستین مقالاتی بود که در پانل اصلی کنفرانس ارائه شد و نهایتا به عنوان مقاله برگزیده حائز رتبه اول گردید. سپیدار این موفقیت را مرهون دانشکده خبر و آموزش های رسانه ای و بویژه دانشجویان علاقمند، باهوش و صبوری می داند که در طول سالهای گذشته، با مشارکت پرسشگرانه در کلاس مهندسی اطلاع رسانی اینجانب و انجام پژوهش های کاربردی در این زمینه

امکان شکوفایی و توسعه نظریه مهندسی اطلاع رسانی در جامعه علمی کشور را فراهم کردند. افتخار بنده، بودن در کلاس چنین افتتاحیه نخستین همایش ملی مهندسی فرهنگی- دیماه 1385 تهراندانشجویانی است و به همین دلیل، این موفقیت ارزشمند را نیز به آنان تبریک می گویم. در اینجا خلاصه مقاله مزبور را تقدیم می کنم. متن کامل مقاله نیز در کتاب مقالات همایش به چاپ خواهد رسید. از خداوند رحمن استدعا دارم که به ما، ایمان،‌ آرامش،‌ مردم دوستی و میهن خواهی عطا فرماید.

 

 

خلاصه مقاله مهندسی اطلاع رسانی، ارائه شده به اولین همایش ملی مهندسی فرهنگی کشور

 

در این مقاله موضوعات زیر مورد توجه قرار گرفته است:

 

1.     مقدمه

2.     مهندسی اطلاع رسانی چیست؟

3.     مهندسی اطلاع رسانی چه هدفی را فراهم می کند؟

4.     مهندسی اطلاع رسانی از چه روشی استفاده می کند؟

5.     مراحل تهیه یک طرح مهندسی اطلاع رسانی کدام است؟

6.     نسبت میان مهندسی اطلاع رسانی، سیاست گذاری و مدیریت کدام است؟

7.     طرح های مهندسی اطلاع رسانی در چه زمینه هایی کاربرد دارند؟

8.     تاکنون در چه زمینه هایی طرح های مهندسی اطلاع رسانی تدوین شده است؟

9.     فرهنگ مهندسی اطلاع رسانی تا چه اندازه در رسانه های ایران جایگاه دارد؟

 

فشرده بحث

یک مشکل مزمن دستگاه اطلاع رسانی کشور، ناکامی در تاثیرگذاری مطلوب بر مخاطبان و شکست در فرهنگ سازی و تغییر رفتار شهروندان در حوزه های مختلف فرهنگی و رفتاری است.  مهندسی اطلاع رسانی یک ابزار علمی برای طراحی فرایندهای اطلاع رسانی با هدف کاهش فاصله میان انتشار (از منبع) تا انتقال (به ذهن مخاطب)، تضمین تاثیرگذاری پیام و نهایتا فرهنگ سازی یا تغییر رفتار (برای مثال در زمینه تقویت فرهنگ مسوولیت پذیری، تقویت فرهنگ کتابخوانی، تغییر و بهسازی فرهنگ رانندگی و موارد مشابه آن) است. روش طراحی در مهندسی اطلاع رسانی در اصول،  مشابه روش مهندسی در دیگر رشته هاست. اساس کار بر کنترل متغیرهای درگیر در فرایند ارتباط استوار است. مهندسی اطلاع رسانی بر این فرض متکی است که به هر میزان  متغیرهای درگیر در فرایند ارتباط، کامل تر و دقیق تر کنترل (مشاهده، ارزیابی و محاسبه) شوند،  همان میزان تاثیرگذاری پیام بر گروه های مخاطب عمیق تر و امکان حصول اقناع و تغییر دیدگاه و رفتار مخاطبان، محتمل تر است. به این ترتیب یک طرح مهندسی اطلاع رسانی، با هدف کنترل یک نارسایی، معضل یا بحران مشخص فرهنگی و رفتاری در گروه های مشخصی از مخاطبان (شهروندان) و نهادینه کردن تغییرات ذهنی – رفتاری در آنان تدوین می شود. هر طرح مهندسی اطلاع رسانی، دست کم هفت گروه از متغیرهای فرایند ارتباط شامل: متغیرهای سوژه یا موضوع، متغیرهای پیام، متغیرهای مخاطب، متغیرهای واسطه انتقال، متغیرهای زمان و مکان، متغیرهای روش انتقال و متغیرهای صورت انتقال را مورد مشاهده، ارزیابی و محاسبه (کنترل) قرار می دهد. یک طرح مهندسی اطلاع رسانی، در واقع برنامه گام به گام کاری رسانه های مختلف و متنوع، در زمینه یک نابهنجاری فرهنگی رفتاری برای یک دوره زمانی خاص را ارائه می دهد. درون داد طرح های مهندسی اطلاع رسانی، همان سیاست گذاری یا تعیین اهداف و بایدها و نبایدها در زمینه فرهنگی رفتاری مورد نظر است و برون داد آن یک نقشه جامع اطلاع رسانی برای پیاده سازی توسط مدیریت برنامه ای اطلاع رسانی است.

 

اما فرهنگ مهندسی اطلاع رسانی تا چه اندازه در رسانه های ایران جایگاه دارد؟

می توان با صراحت گفت که طراحی های علمی مهندسی اطلاع رسانی، اصولا در جامعه ما شناخته شده نیستند. زمانی در گذشته های نه چندان دور، روشی به نام مهندسی ساختمان و ایجاد بناها بر اساس طرح های مهندسی در بین مردم کشور ما به رسمیت شناخته نمی شد. کارفرمایان و شهروندانی که درصدد ساخت یک بنای مسکونی یا تجاری بودند، چندان نیازی به انجام هزینه برای تهیه طرح های مهندسی ساختمان احساس نمی کردند حال آنکه امروزه این فرهنگ به خوبی در کشور ما به رسمیت شناخته شده و از جایگاه معتبری برخوردار است به نحوی که در بیشتر مناطق کشور، بدون وجود یک نقشه مهندسی، اصولا اقدام به ساخت یک بنا، قابل پذیرش نیست. چنین شرایطی برای طراحی های مهندسی اطلاع رسانی در رسانه های مختلف عرفی و غیرعرفی ما وجود دارد. رسانه های ایران به صورت آماتور و نیمه حرفه ای اداره می شوند. معماران تجربی به مدیریت فرایندهای اطلاع رسانی می پردازند و از آنجا که این مدیریت بر اساس یک نقشه و طرح علمی و دقیق نیست، اکثر بناهای فرهنگی و رفتاری ساخته دست این مدیران نیز، همچون خانه هایی که بر آب ساخته شده باشند، به راحتی فرو می ریزند. این در شرایطی است که نارسایی ها، نابهنجاری ها و معضل های فرهنگی رفتاری فراوانی جامعه ما را به محاصره خود درآورده است. برای رهایی از چنین وضعیتی و دستیابی به شرایطی کنترل شده، سالم تر و متعادل تر، راهی جز به رسمیت شناختن نقش مهندسی اطلاع رسانی، به عنوان ابزاری برای فرهنگ سازی و تغییر رفتار وجود ندارد.

پایان


 
شنبه 6 آبان ماه سال 1385
آیا فکر می کنید یک "جوان"، "همسر"، "پدر" یا "مادر" هستید؟!

  اشاره: شنبه گذشته، بیست و نهم مهرماه (بیست و هفتم ماه مبارک رمضان)، به دعوت سازمان ملی جوانان، فرصتی دست داد تا با گروهی از جوانان که عزم راه اندازی مجدد خبرگزاری ملی جوانان ایران را دارند، نشستی داشته باشم. سوال اصلی این بود که یک خبرگزاری جوانان در ایران، باید چه سیاست هایی را دنبال کند، چه برنامه هایی داشته باشد و نقطه تمایز آن با سایر خبرگزاری ها چیست.  آنچه در پی می آید، خلاصه ای است از مطالبی که در این نشست عنوان شد...

 

از نگاه روانشناختی، زندگی کردن مساوی است با جاری شدن پویای مهارت های زندگی در رفتار روزمره فرد و جامعه. روانشناسان مهارت های مختلفی را برای دستیابی به یک زندگی وافی، تبیین می کنند. مهارت هایی چون ارتباط موثر، همدلی، حل مسئله، تصمیم گیری، تفکر خلاق، مدیریت هیجان ها و استرس، مهارت خودآگاهی، تفکر انتقادی و ... از دیدگاه روانشناختی مجموعه ای است که "هنر زندگی" کردن را شکل می دهد.

 

از این نگاه، هر فرد زنده ای، لزوما "زندگی" نمی کند. حال می توان سوالات دیگری را نیز در این زمینه مطرح کرد:

ü      آیا هر فردی که به سن جوانی رسید، به طور خودکار یک "جوان" محسوب می شود؟

ü      آیا هر فردی که فرد دیگری را به عنوان همسر انتخاب کرد، به طور خودکار "همسر" (زن یا شوهر) می شود؟

ü      آیا هر فردی که صاحب فرزند شد، به طور خودکار"پدر" یا "مادر" می شود؟

 

از نگاه روانشناسی، پاسخ مطلق به همه این سوال ها منفی است. جوان کسی است که در زمان رسیدن به سن جوانی، مهارت های جوانی در وجود وی "پرورده" شده باشد،  همانطور که تنها با پرورده شدن به موقع مهارت های همسری یا پدری، فرد با ازدواج همسر می شود و با آمدن فرزند، پدر یا مادر می شود.

 

این است که بخش بسیار بزرگی از افراد واقع در سن جوانی در یک کشور توسعه نایافته، همچون ایران، نه "جوان" هستند و نه "جوانی" می کنند، بسیاری از زوج ها، "همسر" نیستند و "همسری" نمی کنند و بسیاری از زنان و مردان صاحب فرزند، "پدر" یا "مادر" نیستند و "پدری" و "مادری" نمی کنند. شهروندان چنین جامعه ای، هزینه ای معادل بهره مندی های یک زندگی وافی را به جریمه چنین "ناپروردگی هایی" پرداخت می کنند.

 

نکته دیگر این که از این زاویه توسعه یافتگی نیز تعریف متفاوتی می یابد: یک جامعه توسعه یافته جامعه ای است که تمامی شهروندان آن در ابعادی متقاطع، مهارت پرورده باشند. یک بعد به دوران سنی باز می گردد: کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و سالخوردگی، هر یک مهارت های خاص خود را دارند که ساختار و سازوکارهای یک جامعه توسعه یافته، آن مهارت ها را در زمان مناسب خود به شهروندان انتقال می دهد.

توجه داشته باشیم که مهارت، تنها دانش و آگاهی نیست. جنس مهارت، از نوع رفتار است پس می تواند از دانش، آموزش و آگاهی آغاز شود اما می بایست به پروردگی، پرورش و تربیت ختم گردد. رانندگی یک مجموعه از مهارت هاست که تنها به آگاهی های مربوط به یک رانندگی درست ختم نمی شود بلکه مجموعه فنونی است که می بایست با تمرین در درون افراد "پرورده" شده به رفتارهایی خودکار و ثابت تبدیل گردد.

بعد دیگر به "اشتغال" باز می گردد: یک جامعه توسعه یافته جامعه ای است که ساختار و سازوکارهای آن، استعداد شغلی هر فرد را در درون نظام آموزشی خود- از پیش دبستانی تا دبیرستان- آشکار می سازد: هر کسی را بهر کاری ساختند! (در این زمینه، جداگانه باهم سخن خواهیم گفت).

در یک جامعه توسعه یافته یک فرد به خاطر آن که به هردلیل به تدریس می پردازد، یک معلم، آموزگار یا استاد دانشگاه نمی شود، به صرف اینکه منصب یک مدیریت را برعهده گرفت، یک مدیر نمی شود و ...

به نظر من، مجموعه نظام ارتباطات و اطلاع رسانی ما، می بایست بخشی از نظام پرورشی ما باشد همانطور که لاجرم باید زمانی، نظام آموزشی خود را نیز به بخشی از نظام پرورشی- که در حال حاضر در جامعه ما اساسا وجود ندارد- تبدیل کنیم.

با این حساب، اصلی ترین و ممتازترین نقش خبرگزاری ملی جوانان ایران، می تواند حرکت در مسیر مهارت آموزی به جوانان، نوجوانان و خردسالانی باشد که به زودی به سن جوانی پای می گذارند. واقعیت این است که اکثریت شهروندان جامعه ما، از مراحل سنی مختلف، شرایط خانوادگی مختلف و شرایط شغلی مختلف عبور می کنند اما هیچیک از آن مراحل سنی، شرایط خانوادگی و موقعیت های شغلی را در زمان درست و مفید خود "درک"، "تجربه" و "رفتار" نمی کنند. امید است زمانی جامعه ایران به آن سطحی از توسعه یافتگی دست یابد که چنین خسارت بزرگی که معادل "خسارت زندگی نکردن" است، گریبانگیر شهروند ایرانی نباشد.


 
دوشنبه 16 مرداد ماه سال 1385
سالمند و رسانه: نیاز امروز، آمادگی برای مشکلات فردا

اشاره: فرهنگسرای ارسباران تهران(خیابان جلفا) که تنها فرهنگسرای ویژه سالمندان در پایتخت است، دیروز، یکشنبه، برنامه جالبی تدارک دیده بود به مناسبت بزرگداشت روز خبرنگار. هدف این برنامه تاکید بر ضرورت تقویت برنامه های رسانه ای خاص سالمندان بود. بنده هم به دعوت مدیریت فرهنگسرا مقاله کوتاهی را در این همایش که با حضور چندصدنفر از علاقمندان سالمند و غیرسالمند برگزار شد، ارائه دادم که متن آن تقدیم می شود:

                                                به نام خداوند جان و خرد

 

رسانه و سالمندان:

 پاسخگویی به نیازهای امروز، آمادگی برای مشکلات فردا

(خلاصه مقاله)

 

 

  1. مقدمه

             

حتی در کشورهای توسعه یافته نیز،  به گروه سالمندان، معمولا به عنوان یک مشکل و بار اجتماعی نگریسته می شود که پاسخگویی به نیازهای طبیعی آنان، یک برنامه هزینه بر است. حال آنکه در یک نگاه توسعه یافته تر، سالمندان نیز همچون همه دیگر اقشار سنی جامعه، شهروندانی هستند که هم بهره مندی آنان از امکانات مادی معنوی جامعه یک حق طبیعی است و هم خود به عنوان یک منبع و ذخیره تولید و توسعه محسوب می شوند. این نگاه به ارزش های عقیدتی و عادات و سنن قومی ما ایرانیان نیز نزدیک تر است.

 

بر اساس آخرین آمارها،‌ هم اکنون حدود ده درصد جمعیت کشور را قشر سالمند تشکیل می دهد. واقعیت این است که جامعه ما بطور کلی فاقد ساختارها، روال ها و تمهیدات لازم برای پاسخگویی به نیازهای مختلف همین درصد (یعنی حدود هفت میلیون نفر) می باشد. ظرف بیست سال آینده این درصد از دوبرابر آمار کنونی نیز فراتر خواهد رفت و ظرف سی تا چهل سال آینده، ایران یک جامعه با اکثریت سالمند است. چنانچه مدیریت جامعه ما، از هم اکنون به طور جدی در فکر ایجاد ساختارها و روال های لازم برای مدیریت صحیح قشر سالمند خود نداشته باشد، بدون شک در این زمینه نیز -همانطور که سنت مدیریت در این کشور درحال توسعه است- تنها با امواجی از مشکلات مواجه خواهیم بود که مقابله روزمره و دنباله روانه و منفعل آن شرایط سختی را هم برای این قشر و هم برای دیگر بخش های جامعه پدیدار می سازد. حال آنکه یک مدیریت برنامه ای، جامع و تدریجی که از هم اکنون پای به صحنه عمل گذارد می تواند این تهدید آینده را به یک فرصت تبدیل کند. اگر جوان شدن جامعه ما، یک پدیده نسبتا ناگهانی و سیل آسا بود، پیرشدن جامعه کاملا قابل پیش بینی است و فرصت کافی برای مواجهه با آن وجود دارد مشروط بر آنکه بدانیم چه باید کرد و زمان را بیش از این از دست ندهیم.

نکته دیگر اینکه سالمندان نیازهای متنوعی دارند و پاسخگویی به نیازهای آنان مستلزم فراهم سازی امکانات، روال ها و تمهیدات گوناگون است. موضوع این مقاله، توجه به نیازهای رسانه ای سالمندان در زمان حال و دهه های آینده است. این مقاله در دو بخش ارائه می شود: بخش نخست به امکانات سخت افزاری رسانه ای ویژه سالمندان توجه دارد و بخش دوم به روش برنامه ریزی محتویی (مهندسی اطلاع رسانی) رسانه های ویژه سالمندان یا رسانه هایی که قشر سالمند را یکی از اولویت های خود محسوب می کنند، می پردازد.

 

الف. رسانه های سالمندان

 

هنگامی که صفحات روزنامه ها، برنامه های رادیو تلویزیون، عناوین مجله ها، فیلم های سینمایی، تئاترها و نمایش ها و خلاصه محتوی رسانه های مختلف را مرور کنیم،‌ در می یابیم که سه نبود یا کمبود اساسی خودنمایی می کند: اول، نبودن رسانه های ویژه سالمندان، دوم، عدم توجه رسانه های موجود به سالمندان به عنوان یکی از اولویت های سیاست گذاری خود و سوم، عدم تناسب برنامه ها و اطلاعات تولیدشده با نیازهای مختلف جسمی و روحی سالمندان. این در حالی است که در دنیای امروز ارتباطات و اطلاعات، نمی توان به رسانه هایی به هویت عام و غیر کارویژه اکتفا کرد. باید به ضرورت تخصصی شدن و کارویژه شدن رسانه ها توجه داشت و تنوع لازم رسانه ای را از این حیث در دستور کار قرار داد. تخصصی شدن رسانه ها گاه از زاویه محتوی ارزیابی می شود و گاه مهمتر از زاویه مخاطب ارزیابی می شود. رسانه های ویژه مخاطبین سالمند در زمره رسانه های تخصصی محسوب می شوند همانطور که البته رسانه های ویژه قشر شهروندان جوان نیز همین جنس را دارند.

 

مدیریت جامعه می بایست برای ایجاد انواع رسانه های ویژه سالمندان و نیز تبدیل رسانه های موجود به رسانه هایی که سالمندان را به عنوان یک اولویت در میان مخاطبان خود محسوب می کنند، دست به اقدام بزند.

 

جامعه ما، هم به دلیل شرایط کنونی نزدیک به ده میلیون شهروند سالمند خود و هم به دلیل آینده نه چندان دوری که با یک قشر اکثریتی سالمند مواجه هست، نیازمند رسانه های متنوع ویژه سالمندان است. دست کم یک کانال تلویزیونی ویژه سالمندان، مجلات کارویژه سالمندی، یک روزنامه ویژه سالمندان، صفحات ویژه سالمندان در روزنامه ها و بازشدن یک مسیر مستقل از ژانر سینما و تئاتر ویژه سالمندان، از جمله نهادسازی ها و ساختارآفرینی هایی است که می بایست در چارچوب سیاست کلان مدیریتی کشور برای فراهم کردن تمهیدات و روال های ضروری اداره گروه بزرگ سالمندان دیده شود. همین سیاست گذاری و برنامه ریزی اجرایی می بایست در بخش های دیگر رسانه ای از جمله بخش کتاب دیده شود. در این بخش، توجه خاص به تولید رمان های ویژه دوران سالمندی می بایست بطور جدی دنبال شود.

 

ب: سیاست گذاری رسانه ای + مدیریت برنامه ای رسانه های سالمندمحور

 

1.     مهندسی فرایند اطلاع رسانی برای مخاطبان سالمند

 

  • مهندسی اطلاع رسانی یک ابزار علمی است در خدمت فرایند اطلاع رسانی، برای تضمین تاثیرگذاری پیام بر جامعه مخاطب و  دستیابی به فرهنگ و رفتار مورد نظر در بین گروه های مختلف مخاطب که هدف اصلی فرایند اطلاع رسانی محسوب می شوند.

 

  • نقش یک طرح مهندسی اطلاع رسانی، تعیین تمامی گام هایی است که در یک فرایند اطلاع رسانی(برمحور زمان و گستره مکانی خاص طرح) می بایست برداشته شود تا تغییرات مطلوب ذهنی و رفتاری در گروه های هدف از مخاطبین ایجاد گردد.

 

  • هر طرح مهندسی اطلاع رسانی، در واقع درچارچوب سیاست هایی صورت می گیرد که توسط کارفرمای طرح مشخص می شود. به این ترتیب مهندسی اطلاع رسانی ابزاری است که تحقق اهداف، آرمان ها و منویات تعیین شده توسط سیاست گذار(ان) را مدنظر قرار می دهد.

 

  • روش کار در مهندسی اطلاع رسانی (همانند روش های مهندسی در دیگر زمینه ها همچون مهندسی ساختمان)، متمرکز بر کنترل (مشاهده، ارزیابی، محاسبه) متغیرهای فرایند ارتباط یا فرایند انتقال بین ذهنی و هدف گرفتن مستمر حیاتی ترین متغیرهاست. فرضیه مبنایی در این روش علمی عبارت است از: کنترل هرچه جامع تر، کامل تر و دقیق تر متغیرها، مساوی است با تحقق اهداف فرایند اطلاع رسانی در اقناع مخاطب و ایجاد یا تغییر رفتار فردی و گروهی.

 

  1. اجزاء و گام های تهیه طرح مهندسی اطلاع رسانی شهروندان سالمند

 

    • گام اول، متغیر مخاطب: نخستین و اساسی ترین گام در مهندسی فرایند ارتباط، کنترل متغیرهای مرتبط با مخاطبین است:   الف. شناسایی گروههای مختلف در بین مخاطبین و استخراج دقیق و علمی خصوصیات و ویژگی هایی هر گروه  ب. طبقه بندی گروه های مختلف مخاطب به عنوان متغیرهای هدف پ. اولویت بندی مخاطبین با رعایت شاخص های تعیین متغیرهای حیاتی در این زمینه  ت. تعیین محوری ترین گروه مخاطبین (متغیر حیاتی مخاطب) توجه به جامعه شناسی گروه های مخاطب، روانشناسی مخاطب و پسند شناسی آنها در این گام بسیار حائز اهمیت است چرا که این ابزارها، ما را در انتخاب روش های جذب و تاثیرگذاری بر هر گروه از مخاطبین یاری خواهد کرد.

 

    • گام دوم، متغیر نوع و محتوی پیام:   کنترل (شناسایی، ارزیابی و محاسبه) بسته ها، واحدها و سبدهای پیام (اطلاعات) که انتشار و انتقال آنها به گروه های مختلف مخاطب مورد نظر (هدف فرایند) می باشد. در این گام باید برای هر گروه از مخاطبین (با توجه به اولویت راهبردی متغیر حیاتی مخاطب یعنی اصلی ترین گروه مخاطبان) دقیقا پیام ها و بسته های اطلاعاتی طراحی و تدوین گردد.

 

    • گام سوم، متغیر واسطه انتقال: در این گام می بایست با گره زدن دو گروه قبلی متغیرها (متغیرهای مخاطب و محتوی پیام)، به کنترل متغیر واسطه انتقال بپردازیم. هدف اصلی از این کار، کاستن از فاصله میان انتشار (از منبع) و انتقال (به مخاطب) می باشد. بنابراین باید برای انتقال پیام ها و اطلاعات منظور شده برای هر گروه از مخاطبین – با توجه به ویژگی های دقیق هر گروه-  رسانه (های) مناسب به عنوان واسطه انتقال تعیین گردد. توجه به نکات مهمی چون انتخاب رسانه های کمتر نشاندار، در این گام بسیار تاثیرگذار است. همچنین می بایست توجه کافی به تنوع معیارین رسانه ها (جبهه رسانه ای) صورت پذیرد.

 

    • گام چهارم، متغیر روش انتقال: تا اینجا به یک هویت سه بخشی اما منسجم یعنی مخاطب+پیام+رسانه رسیدیم. اکنون باید برای هریک از بسته های اطلاعات (پیام) مشخص کرد که این بسته ها می بایست به کدام یک از سه روش اصلی انتقال یعنی ترغیب (Persuation)، تجویز (Prescription) و الزام (Obliration)، عمل کرد.

 

    • گام پنجم، متغیر صورت انتقال: ارتباط مستقیم (چهره به چهره)، تبلیغ روایی، ارتباط تصویری، شفاهی، نوشتاری و مواردی از این قبیل، در زمره متغیرهایی هستند که می بایست در این مرحله کنترل (مشاهده، ارزیابی و محاسبه) شوند.

 

    • گام ششم، متغیرهای زمان و مکان: در این گام شرایط زمانی و مکانی انتقال اطلاعات از زوایای مختلف کنترل می شود. همچنین توجه به زمان گذاری (با معیارگرفتن یک شبانه روز به عنوان واحد محاسبه زمان)، تعیین دوره های زمانی معیار برای انتشار اطلاعات (مدت زمانی که با اجرای طرح به تاثیرگذاری و تغییر مطلوب ذهنی – رفتاری در مخاطبین دست می یابیم)، بسامد یا فرکانس انتشار و تکرار در واحد زمان و نکاتی از این قبیل، در این گام مورد تاکید است.

    

  1. تبدیل یافته ها به جداول با استفاده از نمادگان مهندسی اطلاع رسانی

 

در این مرحله تمامی یافته ها که به صورت متن ارائه شده است، در قالب جداول معیارین نمایش داده خواهد شد. استفاده از این ابزار، انجام دقیق تر مراحل تکمیلی و نیز اجرای طرح مهندسی شده را بسیار آسان می کند و بر دقت علمی کار می افزاید.

 

  1. بازبینی نهایی و روشمند طرح مهندسی شده

 

هنگامی که یک طرح مهندسی اطلاع رسانی آماده شد، ضرورت دارد که یک گروه مجزا از کارشناسان مهندسی اطلاع رسانی، طرح را مجددا مورد بررسی نهایی قرار دهند. این کار به ویژه با توجه به "تاثیرگذاری دوجانبه و چندجانبه متغیرها بر یکدیگر" بسیار ضروری است تا اطمینان حاصل شود که طرح از یک انسجام درونی وافی برخوردار است و تمامی متغیرها به تقویت یکدیگر و نه خنثی سازی یا تخریب یکدیگر منجر نمی شوند.

 

  1. تبدیل طرح مهندسی اطلاع رسانی به جداول برنامه رسانه ای

 

پس از انجام تمامی این مراحل، طرح مهندسی اطلاع رسانی آماده است تا در اختیار نیروهای اجرایی (کارگاهی) یعنی مدیران رسانه ها قرار گیرد. به این منظور می بایست، نتایج کار گروه کارشناسان مهندسی اطلاع رسانی در اختیار کارشناسان مدیریت برنامه ای خبر قرار گیرد. این کارشناسان، با توجه به گام هایی که در طرح مهندسی فرایند اطلاع رسانی مشخص شده است، به تهیه جداول برنامه اطلاع رسانی (که در واقع جداول برنامه اجرایی روزانه، هفتگی، ماهانه و... هر رسانه می باشد) اقدام می کنند.  

 

  1. انجام بررسی ها، نظرسنجی ها، نظرخواهی ها و جمع آوری بازخوردها

 

 پس از شروع اجرای طرح و در دوره های مشخص زمانی، بازخوردهای مختلف و بویژه بازخوردهای مخاطبان جمع آوری و به روش علمی دسته بندی می شوند تا جمع بندی ها و رهنمودهای تازه ای از آنها استخراج گردد. به کار گرفتن این بازخوردها، به بهبود مستمر اجرای طرح و اخذ نتایج مطلوب تر از فرایند اطلاع رسانی کمک می کند.

  پایان

 

توجه: هرنوع بهره برداری، تکثیر، انتشار و نسخه برداری از این طرح بدون موافقت کتبی تهیه کننده، شرعا و قانونا ممنوع است.


 
پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1385
نهال به مرجان می گه: جو گیر نشو دختر! تو از چی خبر داری!!؟

نهال دختر معترض من توی دانشکده، دیروز به مرجان نوشت: اینقدر جو گیر نباش مرجان …. تو از هیچ چیز بین اونا خبر نداری … تو که حرفای طرف مقابل رو نشنیدی … این قدر زود قضاوت نکن و خودت رو ننداز وسط مسائلی که ازش خبری نداری …

این چند روز بچه های من توی دانشکده، ابراز محبت های زیادی نسبت به بابای فقیرشون داشتن... می خوندم و اشک شوق در چشم ام و  عرق شرمندگی از دستهای خالی ام روی پیشونی ام سبز می شد... و سکوت ام رو توی سپیدار می نوشتم...

اما یه دخترم چیزی رو نوشت که باعث شد صدبرابر توی دل بابا جا باز کنه... هرچی فکر کردم چهره نهال ام به خاطرم نیومد!! افسوس از حافظه این بابای پیر! اما چیز مهم تری بود که موجب شد سکوت ام رو بشکنم و بگم نهال! باباجون دوست ات دارم...! نوشته نهال خطاب به دختر پرشور و شلوغ من مرجان... که خودش هم قبلا به اندازه نهال با بابا دعوا مرافعه راه انداخته بود و اینقدر خوب (نمی گم درست) نوشته بود که همون موقع عین مطلب اش رو گذاشتم تو سپیدار.

حالا هم نهال به مرجان نوشته: جو گیر نشو دختر! انصافا خوب نوشته... حتی اگه احتمالا درست ننوشته باشه...

می خوام بگم: من این توصیه نهال رو قبول دارم... شما از مسائل خصوصی خادم با جعفری چی می دونید؟ اما قسمت دوم توصیه اش رو به این مفهوم قبول ندارم که پس به ما چه!؟ نه... این گمراهی هست و فکر نکنم منظور نهال هم این بوده.

می خوام از طرف خودم و نهال به شما که دانشجویان خبرنگار تنها دانشکده تخصصی خبر در کشور هستین بگم: این حق شماست که عمق مسائلی رو که بر دانشکده شما می ره تحلیل کنید و بدونید... شما چه می دونید در دل آقای خادم چی می گذشته که با قدیمی ترین و صمیمی ترین دوست اش اینطور رفتار کرده... خادم کسی بوده که در دوران های قبلی زندگی اش با یک دل صاف و شفاف، جلوی بسیاری از نامردی ها و ناجوانمردی ها ایستاده... خیلی جاهاش رو هم در کنار و پشت سر همین جعفری ایستاده و هر دوشون هم چوب های تلخ و دردناک این خصلت شون رو خورده ان... حالا چی شده ... در دل خادم چه اتفاقی افتاده... چی می گذره پس پرده های دل و ذهن که با جعفری که امید به اومدن خادم برای التیام زخم های کهنه دانشکده داشت... اینطور رفتار می کنه که گویی چشمانش هیچ چیز رو نمی بینه و ذهن اش هیچ گذشته ای رو به خاطر نمی یاره!!؟ شما چه چیزی رو فهمیدید؟ به چه حقیقت تلخی رسیدید!؟

نهال حرفی رو زد که یه خبرنگار باید بزنه... حرفی رو زد که شروع کنکاش و پژوهش و تلاش خبری یک خبرنگار هست برا کشف حقیقت... اگه حقیقت دانشکده خودتون رو نفهمید... چه چیزی از کشور و دنیا رو خواهید فهمید!!؟

از نهال سپاسگزارم... و می خوام که به توصیه اش عمل کنید... اونوقت با شجاعت یک خبرنگار حرفه ای بنویسید....

سرفراز باشید


 
چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1384
حرف های رییس دانشکده با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی